تبليغاتX
انجمن ادبی اصفهان
 

تمام ثانیه ها

تمام ثانیه ها

 

دلی که تنگ تواست و هوای تو دارد

 

بگو تو فاصله ها را چگونه بردارد؟

 

 

عنان خویش سپرده دلم به دستانت

 

امین تر از تو نباشد به اوش بسپارد

 

 

ز دل صدای غریبی به گوش می آید

 

هجوم بی کسی او را چرا بیازارد؟

 

 

کشیده نقش نگاهت دلم به سینه ی خود

 

دوچشم تر بکشد دل به راه بگذارد

 

 

نفس رسیده به آخر ولی دوباره دلم

 

تمام ثانیه ها را چقدر بشمارد؟

 

 

محک ساعت  ۱۹:۰۰  ۱۱/۷/۱۳۸۸......اصفهان


 

نوشته شده توسط مهدی در شنبه یازدهم مهر 1388 ساعت 20:27 موضوع | لینک ثابت


درویی و ریا

درویی و ریا

 

 

درویی و ریا هر کی که داره

 

 

به جای نور تو قلب تاریکی داره

 

 

آدم خیلی بده اینجوری باشه

 

 

رو لبهاش خنده های زوری باشه

 

 

با این افراد چه سخته ارتباطات

 

 

که هستن باعث زجر و مکافات

 

 

رفیق از این قماش اهل وفا نیست

 

 

از این بد طینتان کس با صفا نیست

 

 

همش وقتی که گیرن دوست میشن

 

 

ولی گرگن تو پوست حور ومیشن

 

 

دلم از دستشون خوناب و خونه

 

 

دورو هر کی باشه نامرد و دونه

 

 

خدا قسم به قرآن ومحمد(ص)

 

 

نشم  همراه این نامردم بد

 

 

نمیخوام دیگه حتی اسم بیارم

 

 

من از اسم دورو هم در فرارم

 

 

دوروئی و ریا کاشکی بمیره

 

 

جاشو صافی و شفافی بگیره

 

 

 محک / 7/7/1388/ساعت 18:45 اصفهان


 

نوشته شده توسط مهدی در چهارشنبه هشتم مهر 1388 ساعت 20:6 موضوع | لینک ثابت


طاقت بیار رفیق(اثری از سیاوش قمیشی)

 

 

طاقت بیار رفیق(اثری تاثیر گذار از سیاوش قمیشی)

 

((...میخواستم این شعر را روی وبلاگ نذارم اما خداوکیلی از بس زیباست نتونستم))


 

طاقت بیار , میشه شنید ,  خندیدن دلخواه رو


تو زنده می مونی رفیق ,  طاقت بیار این راه رو


طوفانو پشت سر بذار ,  اون سمت ما آبادیه


این زمزمه تو گوشمه ,  فردا پر از آزادیه


طاقت بیار رفیق , دنیا تو مشت ماست


طاقت بیار رفیق ,  خورشید پشت ماست


طاقت بیار رفیق , ما هر دو بی کسیم


طاقت بیار رفیق , داریم میرسیم…


دنیا اگه تاریک شد , دستای فانوس رو بگیر


با من بیا با من بیا , چیزی نمونده از مسیر


سرما و سوز برف رو ,  آهسته پشت سر بذار


امروز وقت خواب نیست ,  ما با همیم طاقت بیار


طاقت بیار رفیق , دنیا تو مشت ماست


طاقت بیار رفیق , خورشید پشت ماست


طاقت بیار رفیق , ما هر دو بی کسیم


طاقت بیار رفیق , داریم می رسیم…

 

برای برداشت میتوانید به این آدرس مراجعه کنید:

 

WWW.ANAKO.BLOGFA.COM

 


 

نوشته شده توسط مهدی در سه شنبه سیزدهم مرداد 1388 ساعت 16:51 موضوع | لینک ثابت


بی تو

 

      بی تو

 

دیشب دوباره تا صبح من بی تو گریه کردم

در غیبت نگاهت سرشار رنج و دردم

توفان بی تو بودن میکَند ریشه ام را

پیشم اگر نیایی مغلوب این نبردم

یک لحظه خواب حتی همراه من نیامد

شاید بگیری آنجا این دستهای سردم

اما به عشق پاکت از حادثه گذشتم

هر چند بی تو دیشب تا صبح گریه کردم

                                                                                    مهدی(محک)/اصفهان /تیر۱۳۸۸


 

نوشته شده توسط مهدی در شنبه سوم مرداد 1388 ساعت 16:21 موضوع | لینک ثابت


سرو سبز

سرو سبز  مير حسين موسوي سيد محمد خاتمي

 

تقديم به مردي كه به كمك باران ،سبز بودن را باز هم برايمان معنا خواهد كرد

سرو سبز

 

سبز بادا قامتت اي سرو قد افراشته

اي كه در ذاتت خدا آزادگي را كاشته

اي بلنداي شعور شعرهاي افتخار

اي تو حجم مملو از اميدهاي انتظار

اي نگاه روشن آئينه ي فرداي ما

اي غرور گلشن آينده ي دنياي ما

اي طراوت بخش حال و روز روياي كوير

مايه ي آشوب قلب گرگ هاي سر به زير

اي تو آهنگ خوش قاتل به تالار سكوت

اي تمناي همه بر اوج دستان قنوت

آشناي دردها و رنج هاي باغبان

مرهم زخم دل گنجشك هاي بي زبان

شاهد دلخون مرغان اسير اندر قفس

اي بلاي جان روباهان زشت بوالهوس

آمدي اما نمي گويم "ولي حالا چرا"

چون مصمم مثل شيري پاسباني خانه را

آمدي شاداب خرم باز با ياران شوي

بر دل تفتيده ي اين باغ چون باران شوي

آمدي سبز و بماني سبز با افكار سبز

سبز بادا مقدمت اي سرو سبز اي يار سبز

 

محك/اصفهان/بامداد30ارديبهشت1388


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط مهدی در چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388 ساعت 16:38 موضوع | لینک ثابت


با توایم ما"میر حسین موسوی"

میرحسیم مویوی و سید محمد خاتمی

با توایم ما"میر حسین موسوی"

 

شب رو میخوایم روزش کنیم با میر حسین موسوی

کشور رو پیروزش کنیم با میر حسین موسوی

 

بزرگامون میگن بیاد، کشورمون آباد میشه

قلب همه ایرونیا مثله قدیما شاد میشه

 

ما که جوونیم نبودیم یا بچه بودیم اون زمون

که غرق جنگ و فتنه بود خونهء ما کشورمون

 

ولی اونا که یاد دارن، بی غش و بی لاف و گزاف

به خوبیای دولتش همیشه دارن اعتراف

 

اصلا یه چیز،دیگه بگم، یه لحظه دنبالم بیاید

میخوام بگم از مردی که خاطرشو خیلی می خواید

 

همون که جنس بارونه، عاشقه خاک ایرونه

همون که عشقش تو دلا هنوز پره ، فراوونه

 

مردی که اهل قانونه، درد وطن رو می دونه

اون که مثه امیرکبیر،مثه مصدق می مونه

 

اسمشو اینجا بیارم یه شوری برپا میکنه

نشسته ها رو می دونم یه جوری برپا میکنه

 

اون قهرمان خاتمیه سید آل علوی

اونم حمایت میکنه از میرحسین موسوی

 

خاتمی گفته میرحسین مثله یه گنج ملیه

تو راهه حقه ، عادله، اون از تبار علیه

 

خونهء نیمه ویرونو می تونه آبادش کنه

مرغ اسیره قفسو از قفس آزادش کنه

 

کبوترا رو دون بده ، گلا رو آبیاری کنه

چلچله های زخمی رو بازم پرستاری کنه

 

خورشیدو با خود بیاره بعده شبی سیاه و سرد

اگه باشیم پشت سرش ما همگی تو این نبرد

 

حالا که گفته اینجوری سید بارونیه ما

باید به جوش بیاد تو رگ اون خون ایرونیه ما

 

دستامونو بدیم به هم، پشت سرش خیلی قوی

داد بزنیم که با توایم ما"میر حسینٍ موسوی"

 

 اصفهان6/02/1388/محک


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط مهدی در سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388 ساعت 19:13 موضوع | لینک ثابت


خانه دل

خانه دل

 

من به عشق پاک تو ای نازنین خو کرده ام

 

خانه ی دل را به عشقت آب و جارو کرده ام

 

لحظه ای غافل نخواهم گشت از یادت گلم

 

من ز عطر خاطرت این کلبه خوشبو کرده ام 

 

اصفهان - زمستان ۱۳۸۷


 

نوشته شده توسط مهدی در چهارشنبه هفتم اسفند 1387 ساعت 15:26 موضوع | لینک ثابت


ماه تابان

 

ماه تابان

 

راهی از دل میکشم تا شهر چشمانت گلم

 من از آن ره میشوم یک روز قربانت گلم

دوست دارم با تو باشم با سکوتی بی صدا

باش با من چون سپردم دل به دستانت گلم

زندگانی داده بر من یک نگاهت نازنین

باز هم جانم بده دستم به دامانت گلم

مثل خورشیدی که روزم را تو میسازی عزیز

ماه رخ هستی فدای ماه تابانت گلم

شعر من ناقص ولی کامل توئی از سر به پا

شعرها ارزانیت جانم به قربانت گلم

اصفهان - زمستان ۱۳۸۷


 

نوشته شده توسط مهدی در چهارشنبه هفتم اسفند 1387 ساعت 15:16 موضوع | لینک ثابت


نگاه سبز

 

               نگاه سبز

 

ترانه های مرده ام دوباره از تو جون گرفت

آشوب شهردل من با خنده هات سامون گرفت

نگاه سبزت دوباره منو به جنگلا رسوند

رو صفحهء کویر من نقش یه باغ گل نشوند

دست نسیم که داره بوت، لحظه هامو ورق زده

لحظهء بي تو بودنم پر از عذابه ، چه بده

صورت ماهت شبامو خورشيدي كرده بخدا

خورشيد آسمون جلوت ، خاموش و سرده بخدا

خدا منو ميخواسته كه قسمت من كرده تو رو

همش مي موني واسه من ، نه ميري نه مي گي برو

۲۱بهمن ۱۳۸۷


 

نوشته شده توسط مهدی در دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387 ساعت 17:56 موضوع | لینک ثابت


پرندگان را عاشق کن

 

پرندگان را عاشق کن

سرمای زمستان در راه است

سوز سرما در تن آنهایی اثر میگذارد

که بی آشیانند

اما ناگوار تر بر دلهایی داغ می نهد

این سرمای لعنتی

که بی همدم و همسانند

خدایا...

پرندگان را عاشق کن

تا آشیانی از عشق بنا کنند

و در گرمای عشق زمستان را به بند بکشند


 

نوشته شده توسط مهدی در یکشنبه سوم آذر 1387 ساعت 13:48 موضوع | لینک ثابت